اگراشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم...
اگرگل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجودعزيزت ميکردم...
اگرعشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مي نواختم...
ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق
بي احساس ترين کلمه بي تفاوتي است مراقب آن باش
دوستانه ترين کلمه رفاقت است از آن سو استفاده مکن
زيباترين کلمه راستي است با آن رو راست باش
زشت ترين کلمه دو رويي است يک رنگ باش
تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست
تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام
تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست
تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست
تنهائي رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند
اما از روزي که تو راديديم نوشتم
ازتنهائي بيزارم چون تنهائي ياد آور لحظات تلخ بي تو مردنم است است...........
از تنهايئ بيزارم زيرا فضاي غم گفته سكوتم تورا فرياد ميزند......
از تنهائي بيزارم چون به تو وابسته ام..........................
ازتنهائي بيزارم چون با تو بودن راتجربه کرده ام...........
از تنهائي بيزارم چون خداوندهيچ انساني را تنها نيافريد
از تنهائي بيزارم چون خداوند تو رابرايم فرستاد تا تنها نباشم...........

